|
بگذارهرروز دلیلی باشدبرای زندگی. ديوانگي یعنی ادامه دادن همان رفتار و مسیرهميشگي و انتظار نتيجه متفاوت داشتن!
|
خسته از همه چی.......... همه چیز روی روال کاهش وزنه فقط این روزا اصلا حوصله نت رو ندارم. احساس میکنم همه چی تکراریه درضمن یک کیلو و600 گرم هم کم کردم..... وزن الانم 92و400گرم.... به یه دوره سکوت احتیاج دارم. زود میام وقول میدم با کاهش اساسی بیام. دلم میخواد وقتی میام 90 باشم ...تاخدا چی بخواد. عزاداریاتون مورد قبول التماس دعا یکشنبه ششم آذر 1390 | 14:29 | ریحانه |
یه سلام دیگه هرچی نوشته بودم پرید.چرا اینجوری میشه؟؟؟؟ نوشته بودم:چی میشد اگه این گلی خانم رونمیشناختیم؟؟؟؟ حالام با تشریف فرماییش همه برنامه هامونو بهم ریخته ازهمه بدتر هم اعصابمون. وزنم ثابته،دست وپام ورم کرده، همش درحال انجمادشدنم وخلاصه که هیچی سرجاش نیست. قربون خدا برم که هرچی سنگ داشته نصیب ما بانوان محترمه کرده. تتتتازشم هرچی تو این روزا میخورم سیر مونی ندارم.علی الخصوص شیرینیجات توروخدا شمام مثل من هستید یا من یه موجود عجیبم؟؟؟؟ شنبه بیست و یکم آبان 1390 | 17:24 | ریحانه |
باز یه هفته رژیمی دیگه البته هفته من از پنجشنبه شروع میشه چون روزقبلش میرم پیش دکترم وگزارش کار ووزن کشی دارم.توهفته قبل هم800گرم کاهش داشتم یعنی همون 800گرمی که داشت شاخ منو در میاورد.ونتیجتا میشه گفت که ثابت بودم.ولی کلی راضیم که اضافه وزن جدیدرو کم کردم.امروز هم فعالیتم درحد المپیک بود بیشتر از 2ساعت پیاده روی واونم اجباری چون واسه خرید رفته بودم توپخونه.بااینکه پدرم دراومد ولی کلی شادانم.ازهر بهونه ای استفاده میکنم تاکمی فعالیت داشته باشم.فعلا.... شنبه چهاردهم آبان 1390 | 19:11 | ریحانه |
بازم امروز وزن کشی داشتم ورژیم جدیدگرفتم. اون 800گرم کذایی رو زدم زمین ودوباره شدم همون 94 یه هفته عقب افتادم ولی ارزششو داشت یه تجربه جدید گرفتم.اینکه:کم خوری نکنم و واسه رسید به وزن سلامت عجله نداشته باشم.قدیمیها یه چیزی میدونستن که میگفتن آهسته وپیوسته. یه جایی این یه هفته رو جبرانش میکنم.حالامیبینین.بمن میگن ریحانه.اینقدر سر حرفم وایمیستم تا بهش برسم. بقول عسل جون ریشه این اضافه وزن رو باید کشید وانداخت دور. چهارشنبه یازدهم آبان 1390 | 19:3 | ریحانه |
بکلی بهم ریختم
هفته پیش کلی خودموکشتم کم خوردم بیشتر فعالیت کردم وسعی کردم صددرصد توراه کاهش وزن باشم.گفته بودم که بایکی از رفقاکل گذاشتیم ببینیم کی بیشتر کم میکنه؟میخواستم ازش کم نیارم.وخلاصه روشو کم کنم.میدونین چی عایدم شد؟؟؟؟800گرم افزایش وزن!!!!!!!!!! داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم.رفتم پیش دکترم وعلتشو پرسیدم از خوراکم پرسید از فعالیتم وخلاصه همه کارایی که کرده بودم تا به یه جایی برسیم.جواب میدونین چی بود؟؟؟؟ بنده واسه اینکه تو مسابقه کم نیارم کم خوری کرده بودم ونتیجه معکوس گرفتم.البته مطمئنم کرد که کاذبه ووزن واقعی این هفته خودشونشون میده.تواین دوروز هم تو بهت بودم واقعا واسم غیره منتظره بود.تامن باشم فکر روکم کنی کسی نباشم. حالا ازحال دوستم باخبرشین:ایشون درکمال خونسردی تقریبا 1ونیم کم کرده.می بینین روی کی کم شد دیگه؟؟؟؟ شنبه هفتم آبان 1390 | 19:8 | ریحانه |
دوستای گلم میخواستم یه چیزی بهتون بگم: وقتی کاهش وزن اینقدر لذتبخشه،چرا این لذت رو ازخودمون دریغ میکنیم؟وقتی با یکم کمخوری صبح میریم روترازو وکاهشمون رو میبینیم،خدایی میبینین چه کیفی داره؟واقعا حیفه...یخورده بخودمون سختی بدیم وعوضش وقتی شروع کردیم به کم کردن خودمون به عینه میبینیم که این سختی ارزششو داشته.فقط کافیه 20روز تحمل کنیم وکمخوری داشته باشیم اونوقت میبینیم که ماهم لایق لذت بردن از پیشرفت خودمونو داریم.تجربه لذتبخشیه امتحانش کنین زیاد سخت نیست....امیدوارم شماهم چون من کم شدن وزن ودرمقابل احساس خوب موفق بودن رو بچشین.....احساس محشریه شما لایقش هستین بسم ا...همین حالا شروع کنین. حتی 700---800گرم هم واسه خودش پیشرفته ولبخند رو رولباتون میاره.به شرطی که ادامه دار باشه دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 | 13:17 | ریحانه |
|
|
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |